یه زن۳۵،۶ ساله است تقریبا که قد کوتاهیم داره، یه مانتوی بلند مشکیم پوشیده
حسین:ماشینتون کجاست؟
زن:یکم جلوتره
حسین: خوب ما میام پیش ماشینتون
میشنیم تو ماشین و ۲۰ قدم میریم جلو میرسیم به ماشینش،دو تایی پیاده میشیم ، حسین سوییچ رو در میاره و امتحان میکنه ببینه میتونه در ماشین زن رو باز کنه یا نه...در و باز نکرد اون سوییچ،کلید ها رو صندلی کنار راننده جا مونده بود...حسین بعد یه مکالمه با اون زن اومد وبهم گفت بشین بریم...تو ماشین برگشته میگه زنه مشکوک بود...دزد نبود اما تو نگاهش یه شیطنتی بود...مبگم گمشو حسین بد بینی، شاید دزدگیرش این مدلی بوده، مثلا میخواست ببرت با خودش؟میگه: نه من واقع بینم تو این دور و زمونه به هر کسیم نمیشه کمک کرد
من اما هنوز نمیدونم اون زن راست میگفت یا ریگی به کفشش بود...
اين پست خطاب به تو ئه...تويي كه به قول خودت يه وبلاگ افشاگري راه انداختي..آره!تو رو ميگم!تو كه آدرس وبلاگ ترانه رو دزديدي!..تو كه وبلاگ ما و چند تا وبلاگ ديگه رو به ليست وبلاگاي كنار صفحه ت اضافه كردي و اسم همه رو هم به سليقه ي عجيب خودت تغيير دادي...با تو ام.... ازت بدم مياد....بدم مياد كه هر دفعه رو لينك ترانه كليك مي كنم كه ببينم از خر شيطون اومده پائين يا نه وبلاگ تو باز ميشه...بدم مياد كه هر دفعه يه چيزي تو اون وبلاگت مي نويسي مياي خبر ميدي كه آپديت شدي ...بدم مياد كه فكر مي كني كلي داري افشاگري مي كني و لابد كار خيلي خوبي هم مي كني ....بدم مياد كه به خاطر تو بايد لينك ترانه رو از كنار صفحه م بردارم ...ازت بدم مياد...لطفا ديگه اين طرفا نيا...لطفا لينك ما رو از كنار صفحه ت بردار...لطفا كمي به كارات فكر كن....
پ.ن:ترانه!يه چيزي بگو...بسه ديگه!بيا
دوست من
دنیا مدتهاست که عوض شده
مدتهاست که
" دوستت دارم "
تنها یک جمله است
با دو کلمه
و نه بیشتر
مثل خیلی جملات دیگر
با کلمات بیشتر
مثل اینکه می شنوی
" یک مرد از گرسنگی مرد "
که یک جمله است
با پنج کلمه
و نه بیشتر
دنیا مدتهاست که عوض شده
دوست من
شهر پر شده از آدم
و پیتزا
و چراغ
و چکمه
و دوستت دارم
و خیلی جملات دیگر
که فقط یک جمله اند
و نه بیشتر
دوست من
پ.ن: شعر از وبلاگ جايي براي زندگي (نميدونم شاعرش همون نويسنده ي وبلاگه يا نه )