همسایه،چیزهایی امشب به یادم می آید - مرثیه ای برای هموطنم...
همسایه،چیزهایی امشب به یادم می آید
همسايه! اگر ديدي كنار ماه مي خندم،ميان باد مي گريم اگر زير باراني ام، يك چمدان و چتر كهنه ديدي حرفي نزن،به جايي چيزي نگو. بگذار مردمان اين سوي ماه و آن سوي آفتاب در خانه هايي كه چراغ هايشان پر از پروانه هاي مرده ست در خواب نزديك سحر نام مرا هجي كنند...